درباره من

من سید میثم بهشتیان هستم، مدیر و علاقه‌مند به فناوری، کسب‌وکار و فهمیدن مسئله‌هایی که در نگاه اول ساده به نظر می‌رسند، اما در لایه‌های زیرین خود پیچیدگی‌های بیشتری دارند. مسیر حرفه‌ای من از دنیای مهندسی و فناوری آغاز شد و به مرور به مدیریت، کسب‌وکار، توسعه محصول، بیمه، پرداخت، انرژی و مسائل اقتصادی و اجتماعی گسترش پیدا کرد. در این مسیر، بیش از آنکه به یک عنوان یا یک حوزه خاص وابسته بمانم، تلاش کرده‌ام مسئله را بفهمم و برایش راه‌حل پیدا کنم. شاید به همین دلیل، امروز خودم را بیشتر از آنکه با یک عنوان شغلی تعریف کنم، با نوع نگاه و پرسش‌هایی که ذهنم را درگیر می‌کنند تعریف می‌کنم.


مسیر من

مسیر حرفه‌ای من یک خط مستقیم نبوده است؛ بیشتر شبیه مجموعه‌ای از مسیرهایی است که در نقاط مختلف به هم رسیده‌اند. از فناوری و زیرساخت شروع کردم؛ جایی که یاد گرفتم سیستم‌ها چگونه ساخته می‌شوند، چگونه به هم متصل می‌شوند و چرا گاهی یک خطای کوچک در یک جزء می‌تواند رفتار یک مجموعه بزرگ را تغییر دهد. بعدتر وارد دنیای مدیریت و کسب‌وکار شدم؛ جایی که فهمیدم فناوری، داده و عدد، بدون شناخت انسان‌ها، سازمان‌ها و منطق کسب‌وکار، الزاماً به تصمیم خوب منجر نمی‌شوند. در سال‌های بعد، تجربه کار در حوزه‌هایی مانند پرداخت الکترونیک، بیمه، مدیریت محصول، توسعه کسب‌وکار و پروژه‌های انرژی، زاویه‌های تازه‌ای به این نگاه اضافه کرد. این تغییر مسیرها برای من یک مزیت مهم داشتند:


یاد گرفتم یک مسئله را فقط از داخل یک تخصص نگاه نکنم.

امروز وقتی با یک مسئله مواجه می‌شوم، معمولاً اولین سؤال من این نیست که «راه‌حل چیست؟» اول می‌پرسم:

«واقعاً مسئله چیست؟»


چگونه فکر می‌کنم؟

به پاسخ‌های سریع چندان اعتمادی ندارم. بسیاری از مسائل پیچیده، زمانی پیچیده‌تر می‌شوند که خیلی زود برایشان یک توضیح ساده پیدا می‌کنیم. یک عدد می‌تواند درست باشد، اما تمام واقعیت نباشد. یک خبر می‌تواند واقعی باشد، اما تمام ماجرا را روایت نکند. یک تصمیم می‌تواند منطقی به نظر برسد، اما وقتی درون یک سیستم بزرگ‌تر قرار می‌گیرد، پیامدهای متفاوتی ایجاد کند. برای همین، سعی می‌کنم قبل از رسیدن به نتیجه، چند قدم عقب‌تر بروم.

داده‌ها چه می‌گویند؟ چه چیزی را نمی‌گویند؟ فرض ما از ابتدا چه بوده است؟ اگر این فرض اشتباه باشد چه؟ آیا روایت دیگری برای توضیح همین اتفاق وجود دارد؟ و چه چیزی ممکن است در میان انبوه اطلاعات، از چشم ما پنهان مانده باشد؟

من به تحقیق، مطالعه، مقایسه و بازخوانی علاقه دارم.

گاهی برای فهمیدن یک اتفاق جدید، باید سراغ داده‌های قدیمی رفت. گاهی برای فهمیدن یک تصمیم اقتصادی، باید رفتار انسان‌ها را شناخت. گاهی برای فهمیدن یک مسئله مدیریتی، باید از زاویه سیستم به آن نگاه کرد. و گاهی، مهم‌ترین کار این است که چیزی را که فکر می‌کنیم می‌دانیم، دوباره بخوانیم.


چرا اینجا می‌نویسم؟

این سایت قرار نیست نسخه آنلاین رزومه من باشد. رزومه می‌گوید کجا کار کرده‌ام، چه مسئولیت‌هایی داشته‌ام و چه تجربه‌هایی به دست آورده‌ام. اما اینجا می‌خواهم درباره چیزهایی که ذهنم را درگیر می‌کنند بنویسم. درباره اقتصاد و فناوری، کسب‌وکار و مدیریت، انرژی و جامعه، سیاست و اتفاقات روز؛ و هر موضوع دیگری که ارزش مکث کردن، خواندن و دوباره دیدن داشته باشد.قرار نیست اینجا همیشه پاسخ قطعی وجود داشته باشد.

گاهی یک نوشته فقط تلاشی است برای مرتب کردن چند سؤال. گاهی نتیجه چند ساعت یا چند روز تحقیق است. گاهی بازخوانی یک اتفاق قدیمی از زاویه‌ای تازه است. و گاهی هم ممکن است در پایان، به جای یک پاسخ، با سؤال بهتری روبه‌رو شویم. برای من، نوشتن بخشی از فرایند فکر کردن است. این سایت قرار است مجالی باشد برای بازخوانی پدیده‌ها؛ برای مکث کردن میان خبر و واقعیت، میان داده و روایت، و میان آنچه می‌دانیم و آنچه هنوز نمی‌دانیم.و اگر قرار باشد تمام این سایت را در یک جمله خلاصه کنم:

گاهی برای دیدن چیزهای تازه، باید چیزهای آشنا را دوباره خواند!



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *